Slideshow Image 1 Slideshow Image 2 Slideshow Image 3 Slideshow Image 4 Slideshow Image 5


آخرین تصاویر
محرم 92
محرم 92
محرم 92
مقدمه تفسیر قرآن حضرت صفی علیشاه

از پى تفسير قرآن مجيد باشد ***از حق عمر و توفيقم اميد 
تا بشكر آنكه دادم نطق و كام *** معنى قرآن بنظم آرم تمام 
ابتدا از نام خويش اندر كتاب ***با رسول رحمت آمد در خطاب 
باب گنج علم خود ذات قديم ***كرد بسم اللّٰه رحمن الرحيم 
باب رحمت را بخلقان كرد باز *** تا برحمت سوى او گيرند ساز 
اين اشارت بود يعنى در سبب*** رحمت او سابق آمد بر غضب 
بهر شرح اين سه نام با نظام ***مر صفى آمد بگفتار و كلام 
سابق از ايجاد كل ممكنات *** كنز مخفى بود آن سلطان ذات 
هستى او بود در عين كمون *** ز اسم و رسم و شرط و بيشرطى برون 
گويم از هستى بيانى در نخست *** تا بيابى ره بگفتارم درست 
دانش هستى بود باب سراى *** فهم هستى كن ز در آن گه دراى 
گر ندارى ره بتحقيق وجود *** ديگر از تفسير و تأويلت چه سود؟ 
پاى ادراكت بود همواره لنگ*** پس بحبل هستى اول زن تو چنگ 
ذات بارى هستى مطلق بود*** اسم و وصف از ذات او مشتق بود 
هستى مطلق بود ذات الاحد*** اندر آن هستى نگنجد وصف و حد 
مطلق از شرطست و پاك از چند و چون*** وز شئون شرط و بيشرطى برون 
قيد و اطلاقست دور از حضرتش*** برتر است از لا بشيئى رفعتش 
نيست او را هيچ شرطى در وجود*** نك بهستى هم چنان باشد كه بود 
هستى ديگر كه ظل ذات اوست*** در تجلى اولين آيات اوست 
موج اول باشد از درياى ذات*** شد مسمى او باسماء و صفات

 

بحر اللهيت آمد چون بموج*** خلق از آن گشتند صادر فوج فوج 
در مقام علم عين ممكنات*** سر بسر گشتند ثابت يا ثقات 
عقل اول گشت پيدا در وجود*** وز پى تعظيم حق اندر سجود 
نفس و افلاك و عناصر روح و جسم *** جمله شد موجود بر هر رسم و اسم 
شمس رحمانيتش افكند ظل*** هر وجودى شد بحدى مستقل 
بحر رحمت كشت خود را داد آب*** گشت هر شيئى ز فيضش كامياب 
معنى رحمن على العرش استوى*** اين بود گر دارى از معنى نوا 
خلق اشيا جمله در شش روز كرد*** روز خلق از شش جهت فيروز كرد 
گر تو را گويد كس از وسواس و شك*** روز و شب باشد ز مقدار فلك 
اندر آن حضرت نه شب بود و نه روز*** بد بهارى بى‌خريف و بى‌تموز 
پس مراد از خلقت شش روز چيست؟ ***كاندر آنجا شب نباشد روز نيست 
كو مراد از ستّه باشد شش مقام ***كاندر آن شش رتبه شد خلقت تمام 
رتبۀ اول شد اسماء و صفات*** ثانى اعيان تمام ممكنات

 

سيّمين جبروت و رابع در فتوح*** هست ملكوت ار به تن دار تو روح 
رتبۀ پنجم مثال آمد باسم ***در ششم ملك شهود اعنى كه جسم 
از بيان ستّه مقصود اين شش است *** شمس حق زين شش جهت در تابش است 
نكتۀ بكر خوش روحانييى*** با تو گويم گر بفهمم ارزانى‌يى 
هو كه باشد نام آن ذات الاحد*** يازده باشد اگر دانى عدد 
شش برابر چون يكى باده شود*** ذات مطلق آيد و اللّٰه شود 
مظهر اللّٰه عين خاتمست *** كو بعالم قطب و جان عالم است 
هستى كون و مكان ز انعام اوست 
فيض رحمانى بر اشيا شد عميم *** فيض خاص احمد بود يعنى رحيم 
رحمت رحمانيش بر ممكنات *** فيض هستى داد هر جا يا ثقات 
رحمت خاص رحيمى بر خواص*** يافت در قوس صعودى اختصاص 
مجملى بود اين ز شرح بسمله*** كن بتفصيلش زمانى حوصله

 

1393/01/11
منوي اصلي
اوقات شرعي


 
طراحی شده توسط تیم ایده پردازان ، طراحی شده توسط تیم ایده پردازان ، سال 1391 کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلا مانع است.